ايالات بيزانس درآمد و بوگوميلي‌گري ساير ايالات و حتي قسطنطنيه را فراگرفت‌. وقتي‌ سردستگان بوگوميل در حدود 1110 زنداني شدند و پيشوايشان باسيل را درآتش سوزاندند، انتشار آن پايان گرفت و به‌بلغارستان محدود شد، كه در آن‌جا مشكلات اقتصادي با اهمال كليسا، مصايب جسمي و تشويش روحي دست به‌دست داد و موجب رشد آن در طي يك قرن گرديد. توفيق آن درصربستان كمتربود و در آن‌جا توسط ساباس قديس (حدود 1169 ـ 1237)، نخستين سراسقف و سازمان‌دهنده‌ٴ كليساي صربستان (1231 ـ 1237)1 كاملاً سركوب شد. بوگوميل‌هاي بلغاري در نشست‌هاي شوراي تيرنوو(پايتخت امپراتوري جديد بلغارستان‌) در سال 1211 به فرمان تزار بوريس سوم محكوم شدند. هم‌زماني اين سركوب بوگوميل‌هاي‌ بلغاري با سركوب آلبيگاييان در غرب تصادفي نيست‌. ولي بوگوميل‌ها از ميان نرفتند و گواه آن‌ ضرورت محكوميت مجددشان در شوراي سال 1350 است‌، كه به‌وسيله‌ٴ قديس تئودوسيوس‌ تيرنوويي قهرمان ارتدكسي و هسيكاسم بلغارستان سازمان داده شد. بوگوميل‌ها تا پايان دومين‌ امپراتوري بلغارستان‌، در سال 1393 محتاطانه به‌زندگي خود ادامه دادند.

سه موجود آسماني (ص 3179). هرچند گاه يك بار، براي التقاط سه دين تلاش مي‌شد. تنديس‌هاي سه موجود آسماني (كنفوسيوس‌، بودا، لائوتسه‌) را مي‌شد در معابد و حتي در نمازخانه‌هاي ويژه‌اي يافت‌. چنين‌كاري مطلوب طبع چينيان بود (جز پيشوايان ديني‌ كنفوسيوسي‌) و ازاين‌رو، با توفيق زيادي روبه‌رو شد. آن قدر از اين‌گونه نمازخانه‌ها يا تنديس‌ها زيادبود، كه كارگزاران كنفوسيوسي خود را ناگزير به ممنوع ساختن آنها ديدند. در پي دوره‌هاي‌ بردباري‌، ايام سركوبي پيش مي‌آمد. مثلاً امپراتور يونگ چنگ (1723 ـ 1738) نه‌تنها امكان‌ تعمير معابد بودايي را در جزيره‌ٴ مقدس پوتوـ شان‌2 فراهم‌ساخت‌، بلكه موجب تعمير پرستش‌گاه‌هاي كنفوسيوسي و تائويي در نقاط ديگر هم شد. در سال 1744 ديوان شعائر آيين‌ سه‌گانه را ممنوع ساخت‌، زيرا درآن هنگام قريب 590 پرستش‌گاه آن تنها در هونان وجود داشت‌. آخرين فرمان ازاين قبيل در سال 1837 صادر شد.


1. الف‌) بوگوميل به معني خدادوست است
ب‌) او بود كه به استوان نمان (از بنيانگذاران سلسله‌ٴ نمانياي بلغارستان فرمانروايي‌اش 1151ـ1195)، در تأسيس صومعه‌ٴ كيلانداري در كوه آتوس ياري كرد.
2. پوتوـ شان يا به‌طور دقيق‌تر پئو ـ تئو لوكا جزيره‌ٴ بوداييان در مجمع‌الجزاير چوسان‌، نزديك ساحل شمالي چكيانگ و در سر راه شانگهاي و نينگ‌پو. نام آن از پتالوكاي سانسكريتي آمده و آن صخره‌اي است كه آوالوكي تشوارا از آن پايين را مي‌نگرد.